زلزله ۶۹ کیاسه
تازه مردم داشتند رنگ خوشبختی رامی دیدندچون بعداز ۲۵۰ سال اختراع ماشین جاده به ۱۰ کیلومتری کیاسه رسیده بود
زلزله های ریز و درشت می آمد اما اتفاقی نمی افتاد . ساعت ۱۲ونیم شب ۳۱خرداد۶۹ درکیاسه صدایی از زمین شنیدم و متعاقب آن لرزش عمودی زمین . اما مکث کردم وگفتم زلزله است وتمام می شود ولی حرکت عمودی ناگهان به حرکت افقی تبدیل شد و خانه تایک مترهم نوسان کرد تازه احساس کردم که این توبمیری آن توبمیری نیست بچه هادراتاق خوابیده بودند شرایط طوری بود که این جمله سرتیترروزنامه هاوجمله صدراخبارفردارامجسم کردم :
اشکور باخاک یکسان شد و همه اهالی مردند . مرگ خیلی برایم مسلم شده بود . آنچه برمن وخانواده گذشت رانمی گویم . اما چوبهای راش که کلاف دیوار خانه های کیاسه و اشکورراتشکیل داده بودند حتی ازآهن و فولاد هم شایستگی شان رابیشترنشان دادند و خانه هارادرمقابل زلزله حفظ کردند فقط تعدادی دیوارفروریخت و سنگهای دیوارها بهم خورد و چندنفری به طرزمعجزه آسا ازآسیب رهایی یافتند تنها یک سنک به پای خاورخورد که آسیب آن هم جزیی بود والا درهمسایگی ما یعنی موسی کلایه و پیرکوه و کلیشم که مردم درساخت خانه هایشان کلاف چوب راش و بلوط بکارنبرده بودند متاسفانه بسیاری مردم کشته شدند . امروزه درساخت خانه هاازکلافهای سپیدداراستفاده می شود معلوم نیست آیا آنها چگونه امتحان شان راپس بدهند هرچند زمین شناسان می گویند هرگاه درجایی زلزله بزرگی بزند تا چندصدسال اززلزله خبری نخواهد بود فاصله خطی مرکززلزله تاکیاسه کمتراز ۳۰کیلومتربود . شدت زلزله ۵ / ۷ ریشتربود . زلزله دراثر حرکت تدریجی دوصفحه زمین ازکنارهم یابطرف هم و انباشت انرژی و آزادشدن ناگهانی آن اتفاق می افتد و هیچ ارتباطی بین آن و خارج اززمین نیست .