مهر کیاسه بخش دوم
مهر امروز کیاسه :
هنوز مردم دنبال دانه های سرگردان فندق در کف باغ می گردند اما توقف کوتاهی درباغ دارند درخانه ها سرگرم در آوردن فندق از پوست هستند جمعیت بسیار کاهش یافته دیگر از قیل وقال باغ ها خبری نیست حدود ۸۰ درصد باغهادست نسل دوم یعنی وارثان شهر نشین است . همه رفته اند جز اندکی که کار عقب مانده دارند مانده اند . در این ماه محصولات دیگر مثل لوبیا با تولید بسیار کم ، هم جمع آوری می شود. مدرسه چند سالی بسته بود اما امسال به همت ۴ دانش آموز باز شده است ۳ نفر از مازگا حدود ۱۰ کیلومتری کیاسه ، یکنفر کلاس یک از دو آب ، ۵ کیلومتری کیاسه .
مهر دیروز کیاسه :
مهر ماه دراین جنگل انسان می جوشید (برای جمع آوری هیزم وبرگ )قیل وقالی بود مناطق مختلف این جنگل را که فقط از ممرز وبلوط است از بالا به پایین معرفی می کنم : تلای سر ، نقاره تلای سر ، بشکسه تله ، بزتلابن ، تول چشمه ، جارسر ، جارسر دره ، جار سری دوراه ، پیلاچوری تاک ، گره زیمی ، مالکی چشمه ، گنجی خون چشمه ، حیدری تله کر ، دودران ، خرمن سورای سو ، خرمن سورای جیر خرمن ، لشکومی دوراه ، لشکومی پشته راه ، لشکومی بونه راه ، جیر مازی چاله ی راه ، پنجه سنگه ، فوره تلابن ، رضاماواته ، قاسم ماواته ، قاسمی ماواته ، سلمانی ماواته ، قنبرخانی ماواته ، کردعلی ماواته ، علی مصطفی ماواته ، مشتی ابوالحسنی ماواته ، مرادی ماواته ، خلیلی ماواته ، عیسی ماواته ، مام رضا ماواته ، مصیبی ماواته ، مرادی ماواته ( زیر تول چوشمه ) ، میرزا خونی ماواته ، ممدلی ماواته ……..
خرمن کوبی به وسیله گاو همچنان ادامه داشت . جنگل پراز آدم بود تا هیزم زمستان را جمع آوری کنند (هیمه فیچینی ) گروهی در جنگل در حال چیدن برگ برای ذخیره زمستان وانباشت آن روی درخت بودند (ولگ زنی ) . جمعی دیگر علفهای باقیمانده از علف بینی مازگا را که روی درخت گذاشته بودند با الاغ وقاطر به کیاسه می آوردند . گروهی باغها را از خار و خاشاک پاک می کردند .دامها کم کم از ارتفاعات پایین می آمدند . هربو چینی . کونوس چینی ، میارخ چینی ، هالو چینی ، میالسک چینی در این ماه رواج داشت .روی بامها خاک کبود می ریختند وبام کوب می زدند تا در زمستان در مقابل آب غیر قابل نفوذ شود .ودر حدود ۳۰ سال پیش مدرسه با ۵ پایه ابتدایی و ۳ پایه راهنمایی شروع به کار می کرد .تغییر خیلی زیادی در جمعیت اتفاق نمی افتاد . برای زمستان ذخیره چند چیز ضروری بود . کاهدان پر از کاه . علفدان پراز علف . چند کوزه پر از قورمه . موکول (انبار گندم ) پر از گندم . صندوق برنج پر از برنج اکثرا شب برنج می خوردند و ظهر نان وصبحانه نان وپنیر یا دوراغ و یا گرماگوده پله ( پلو با کره ) . پول زیاد لازم نبود !! معاملات اغلب پایا پا بود .
واما وقتی برگ وهیزم جنگل قبلی تمام شد مردم به این جنگل یعنی جنگل لشکام رو آوردند ۹۹ در صد این جنگل از ممرز و بلوط است . شامل سرخه تله بن ، جور لشکوم ، جیر لشکوم ، نقارتلای سو ، آلوفکی دره ( آلو یعنی قراقوش یا عقاب طلایی در واقع آنجا آشیانه عقاب ها بود ) ، جیر مازه چاله ، جور مازه چاله ، قاسمی ماواته ، لشکومی ایسر ریز ، لشکومی اوسر ریز ، نومته کشه …..
عجیب است دوعکس بالایی و پایینی چقدر به هم شبیهند !!
این آخرین گندمی بود که توسط آقای عباس یعقوبی در سال ۱۳۹۰ در کیاسه کاشته شد در حالی که پنجاه سال پیش و چند سالی بعد از آن ده ها تن گندم و جو در کیاسه تولید می شد .
کومار : واین از بقایای انبار موقت گندم و جوی تازه بریده شده که برای خرمن کوبی در مهر ماه درست شده . ( به آن کومار می گویند . کو یعنی کوپه مخروطی گندم و مار یعنی مادر که می شود مادر کوپه گندم که او را در بغل گرفته ومحافظت می کند )می بینید که سالها استفاده نشده و به عنوان بخشی از اثر باستانی در آمده است . میوه تلیک به آن جلوه ویژه ای بخشیده است .
نظرات :
چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۲ ۱۹:۳۴
باسلام و عرض ادب و تشکر از بابت زحمتی که موکول کردم . اما بعد……..از خواندن مطلب و دیدن تصاویر با ارزش تان لذت بردم. خداوند به شما و مردانی چونان شما ،که سرزمین مادری را ” دیارعزیز” خطاب میکنید، بیش از پیش موفق بدارد تا ما و امثال ما یاد بگیریم که گرامی بداریم سرزمینمان را و بایستیم در مقابل انانی که قصددارند همه چیزمان از جمله هویتمان را به تاراج ببرند.از شما بخاطر زحماتی که برای زنده نگه داشتن نام ها و خاطرات و فرهنگ غنیمان تلاش میکنید به سهم خود تشکر میکنم .پیروز و سرافراز باشد.
پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۲ ۲:۲۸
سلام اقای اقاجان زاده
واقعا خسته نباشید
بسیار زیبا مینویسید و موثر
موفق باشید
واقعا خسته نباشید
بسیار زیبا مینویسید و موثر
موفق باشید
پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۲ ۲:۵۴
سلام دوست عزیز
انصافا” از خواندن مطلب زیبایتان در مورد مهر امزوز کیاسه و مهر دیروز کیاسه لذت بردم، تصاویر بسیار زیبا و بکر منطقه هم مکمل نوشته ارزشمندتان بود…تلاش حضرتعالی در زنده نگه داشتن فرهنگ دیارتان ستودنیست. موفق باشید
انصافا” از خواندن مطلب زیبایتان در مورد مهر امزوز کیاسه و مهر دیروز کیاسه لذت بردم، تصاویر بسیار زیبا و بکر منطقه هم مکمل نوشته ارزشمندتان بود…تلاش حضرتعالی در زنده نگه داشتن فرهنگ دیارتان ستودنیست. موفق باشید
پاسخ: سپاسگزارم نظر لطف جنابعالی است .
پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۲ ۹:۴۰
سلام
مطالبتون خیلی زیباست.
مخصوصا در مورد مدرسه کیاسه ادبیاتتون جالب بود
مطالبتون خیلی زیباست.
مخصوصا در مورد مدرسه کیاسه ادبیاتتون جالب بود
جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲ ۲۲:۴۷
سلام دوست عزیز،
پست بسیار زیبایی گذاشتید ، رفتم به حال و هوای چندین سال پیش ، دلتنگی ها و بغض های اواخر شهریور و اوایل مهر ماه ! هم محلی هایی که میرفتن تو شهر زندگی میکردن و توی این ایام روستا رو ترک میکردن ، تا چند ماه ، دیگه اونا رو نمیدیدیم ، مسافران زیادی که از روستاهای بالادست ، از روستای ما (ریاب) رد میشدند و چاروداران همیشه در راهی که هم محلیهاشون رو تا گرمابدشت میبردند …. !!!!!
… و شور و هیجان اوایل بهار و تابستون که اهالی دوباره به روستا برمیگشتند …. !!!
دوران زیبای کودکی بود و این شور و هیجانها و دلتنگیها ،
کسانی بودند در روستا که جراغ خانه ای رو روشن نگهدارن ، افرادی موندگار میشدن که منتظر اومدن هم ولایتی هاشون باشن ، دوره و زمونه خیلی تغییر کرده …………………دیگه کسی منتظر بازگشت افراد به روستاها نیست !!! این روستاها هستند که منتظر افراد میمانند … . ساکت ، خاموش ، سرد و منتظر !از کل اشکور خبر ندارم ، اما روستاهای اطراف ریاب رو میدونم ، پرمکو ، تازه آباد ، چمتوکش ، ریاب و نسامکو ، شش روستا همجوار هم ، چند صباحی است که پنج ماه از سال را بی نور چراغ و فانوسی در شب و دود آتش و اجاقی در روز ، پاییز و زمستان را میگذرانند !
تنها آبادی منطقه در پاییز و زمستان ، بورچاله است و بورچاله و بورچاله !!!!
پست بسیار زیبایی گذاشتید ، رفتم به حال و هوای چندین سال پیش ، دلتنگی ها و بغض های اواخر شهریور و اوایل مهر ماه ! هم محلی هایی که میرفتن تو شهر زندگی میکردن و توی این ایام روستا رو ترک میکردن ، تا چند ماه ، دیگه اونا رو نمیدیدیم ، مسافران زیادی که از روستاهای بالادست ، از روستای ما (ریاب) رد میشدند و چاروداران همیشه در راهی که هم محلیهاشون رو تا گرمابدشت میبردند …. !!!!!
… و شور و هیجان اوایل بهار و تابستون که اهالی دوباره به روستا برمیگشتند …. !!!
دوران زیبای کودکی بود و این شور و هیجانها و دلتنگیها ،
کسانی بودند در روستا که جراغ خانه ای رو روشن نگهدارن ، افرادی موندگار میشدن که منتظر اومدن هم ولایتی هاشون باشن ، دوره و زمونه خیلی تغییر کرده …………………دیگه کسی منتظر بازگشت افراد به روستاها نیست !!! این روستاها هستند که منتظر افراد میمانند … . ساکت ، خاموش ، سرد و منتظر !از کل اشکور خبر ندارم ، اما روستاهای اطراف ریاب رو میدونم ، پرمکو ، تازه آباد ، چمتوکش ، ریاب و نسامکو ، شش روستا همجوار هم ، چند صباحی است که پنج ماه از سال را بی نور چراغ و فانوسی در شب و دود آتش و اجاقی در روز ، پاییز و زمستان را میگذرانند !
تنها آبادی منطقه در پاییز و زمستان ، بورچاله است و بورچاله و بورچاله !!!!
پاسخ: آقای حسین نیا سپاسگزارم از حضور گرم و صمیمی شما . حقیقتا وصف مهر ییلاق مان در گذشته و حال از این بهتر نمی شود . باز هم ممنون
سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۲ ۱۱:۱۲
سلام آقا چطوری می دونستی این پست رو کلا ترکوندی!!؟

جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۲ ۱۰:۴۰
عالی وزیبا
شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۲ ۲۰:۲۰
سلام عجبا!!! فوق العاده بود خیلی بامزه و جالب نوشته بودی موفق باشی 





جمعه ۱ آذر ۱۳۹۲ ۱۰:۱۴
بادرود فراوان زیبا و خاطره انگیز بود در صورت دسترسی به عکسهای قدیمی از آنها استفاده شود سپاس
پاسخ: سلام پیشنهاد جنابعالی بسیار عالیست وبلاگ کیاسه پیوندیست از گذشته به حال اتفاقا دنبال عکسهای قدیمی می گردم که سوژه مناسبی باشند .
پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲ ۸:۴۸
سلام آقای آقاجانزاده
امید که حالتان خوب باشد و ایام به کام بوده و در کمال صحت و سلامت در کنار خانواده گرامی روزگار را به خوشی بگذرانید.
امید که حالتان خوب باشد و ایام به کام بوده و در کمال صحت و سلامت در کنار خانواده گرامی روزگار را به خوشی بگذرانید.
پاسخ: سلام آقای الموتی خوشحالم از اینکه به یاد من هستی
سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲ ۱۰:۳۵
همولایتی عزیز سلام
استدعا داریم که نظر خودتان را در قالب پیام، در مورد فراخوان پیشرو عنوان فرمایید.
با تشکر
استدعا داریم که نظر خودتان را در قالب پیام، در مورد فراخوان پیشرو عنوان فرمایید.
با تشکر



