کیاسه و کلیشم (برگی از گذشته کیاسه )
سال ۱۳۵۲ حدود ۷۰ کیلومتری کیاسه ( بااحتساب راه پیاده ) یعنی کلیشم جاده آمده بود و مردم ذوق زده شده بودند بازار تابستانی اشکور شد کلیشم  .اما عبور از گردنه سرتله ، گردنه مالمخانی ، گردنه فیروزکوه و گردنه اردسامان در پاییز و زمستان  تا اردی بهشت غیر ممکن بود . خبر خوب اینکه تازه در کلیشم مدرسه راهنمایی باز شده بود من برای تحصیل اول راهنمایی ساعت  ۵   صبح روز ۱۲ مهر ۱۳۵۲به همراه کاروانی  شامل مراد ، عقیل ، شریف ، علی و رمضان علی پور ، سلمان ، عیسی ، اسحاق ، جمال ، میرزاخان ، علی شعبانی ….و چند نفر از اهالی برمکوه و اکبر آباد و …..، با بارهایی از فندق و لوبیا و گردو راهی کلیشم شدم پس از عبور از سیادشتی کندسر ، پینوند روخانه ، شرم چاله ، پری بیجه دار ،  ایراکی ، آسیه سر ،  توسه چاله ، تنگسی تله ، ارسنه ، مالمخانی ،  گردنه مالمخانی ، سرده دره ، هفت بود ، کارسن ( ناهار در قهوه خانه ولی خان ) بعد  سی دشت ، سرخه چشمه ، ارده سامان ، کلیشم گردن ،  ساعت ۹ شب به کلیشم رسیدیم
بین دوقله گردنه فیروزکوه
شب را در کاروانسرا ماندیم و فردا اتاقی به همراه هم محلی کلاس ۵ ، بلال با ماهی ۱۷ تومان کرایه و خرده اثاثی تهیه کردیم . چندروز قبل از آنها اسماعیل و اسحاق و علی  درکلیشم مستقرشده بودند . آنها ابتدایی می خواندند .  مدرسه  فقط اول راهنمایی داشت با ۳۰ دانش آموز و نوبنیاد . از کلیشم گرفته تا پیرکوه و یکنم، خرپو  و آسیابر و ….اشکوری فقط من بودم . آبان راه کلیشم به کیاسه بسته شده و تا اواخر اردی بهشت بازمی شد ارتباط ،  فقط از طریق کلیشم – قزوین – رودسر – کیاسه انجام می شد مثلا نامه ، رفت و برگشتش ۲ ماه هم طول  کشید ه است . از آبان محیط کلیشم کاملا منجمد است تا آخراردی بهشت . بوران همیشگی و دما شاید شبها ۲۰ درجه زیر صفر اما دور از چشم پدر و مادر خیلی خوش می گذشت چون از بیگاری های خانه خبری نبود . کیفیت آشپزی ازسرناواردی و تنبلی تعریفی نداشت وداستانی دارد بسیاری مواقع نان و روغن نباتی . . به علت قطغ ارتباط راه کیاسه به کلیشم  ، عید را در کلیشم ماند یم و پدر و مادر را ندیدیم .  تفرج  مان شامل اسکی رو ی یخ و برف د ر زمستان و بشکه بازی !! و فوتبال و شنا در دریاچه خلشکو در بهاربود دوری از پدر و مادر این حسن راداشت که کسی نگوید چکار بکن چکار نکن .  ثلث اول شاگرد چهارم شد م و یک بیسکویت ویفرجایزه گرفتم وهمین ویفر محرکی شد تاا ز ثلث دوم شاگرد اول شو م و  این روند را تا پایان دوم راهنمایی همچنان ادامه داد م . نامم به عنوان یک کیاسه ای اولین شاگرد اول مدرسه راهنمایی نوبنیادکلیشم ثبت شد . والبته برای سوم راهنمایی به شهرآمل رفتم .
این راه ، یکی از مسیرهای کیاسه ، مازگه ، بونان ، وربن به کلیشم است 
و یادکنم و قدردانی از آقای نادرآقاخانی اولین معلم مدرسه راهنمایی کلیشم و آقای بهرام نژاد مدیرمدرسه . و آنچه در این دوسال براین بچه ها گذشت مفصل است . فقط یک مورد : در سال دوم راهنمایی یکی از برنامه های ورزش ما جنگ با گلوله های برف بین اول و دوم راهنمایی بود 
این راه اکبرآباد و گردنه روبرو گردنه زنش است جاده ابریشم خودمان 
یک توضیح : کلیشم  با ۷۰۰ خانواده دارای بازاری پررونق ،  بیش از ۱۰ آهنگری و مغازه های فراوان بود وتقریبا تمام فندق اشکور به آنجا سرازیر می شد بیشتر آرد و نفت می خریدند  اما وقتی جاده به گرمابدشت رسید کلیشم ازرونق افتاد و زمانی که جاده به جاهای دیگر هم کشیده شد گرمابدشت هم بی رونق شد .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست